تبليغاتX
دورگه
کودک

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده

سواد ندارم

و سکه ای که مرا به خیابان شما بیاورد

در خیابان شما

بعضی درخت ها

از بعضی درخت ها

درخت ترند

بعضی آدم ها

از بعضی آدم ها

ترند

گریه می کنم

چشم می گذارم

و نمی شمارم

تا مثل تو بزرگ شوم

و دستم

به زنگ خانه تان برسد.

این شعر را بشنوید

+ به نبشته در آمده شنبه بیست و پنجم اسفند 1386به گاه 13:33 به آه محسن اکبرزاده |

مهدی ربی 

با نگاهی به مجموعه داستان مهدی ربی با عنوان آن گوشه دنج سمت چپ

 

 


بقيه
+ به نبشته در آمده سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386به گاه 16:50 به آه محسن اکبرزاده |

محسن اکبرزاده

اگر تلخی نکند ، هیچکس متوجه طعم گردو نیست.آنچه خرده های مغز گردو را در یک لقمه ی نان و پنیر خواستنی می کند ، لذت خرد کردن و له کردن آن زیر دندان است ، مخالف خوانی گردو با نان و پنیر در ترد بودن و شکننده بودن.

گردو به تو لذت جویدن و سرکوب کردن می دهد، واین یگانه چیزی است که اشتهای تو را بر می انگیزد.نوعی آنارشیسم که زیر دندان های تو له می شود . تو ژنرال پیروز میز صبحانه ای که لذت جنسی عمیق  ِ جویدن،ناکامی ها و تنهایی های  بستر شبانه ات را جبران می کند.

گاز بزن ، این سهم تو از قدرت است !

+ به نبشته در آمده دوشنبه سیزدهم اسفند 1386به گاه 7:44 به آه محسن اکبرزاده |