
پدرمان که مرد. پرویزخان به جای طلبش عاشق گل های روسری مادرمان شد. مادرم بساط جمعه بازارش را به ملیحه سپرد. ارسی هایش را به زینب. قرآنش را به مجتبی، و تفنگ پدر را بر شانه های من گذاشت. حالا دیگر وقت تقسیم دلتنگی بود. به هر یکی از ما یکی از گلهای روسری اش را داد.
۱- داریوش آشوری در دانشنامه سیاسی اش وضعیتی ناگزیر را برای تمامی مدل های حاکمیتی شرح می دهد. نه در حکومت های دیکتاتور قدرت صرفاً در اختیار یک شخص قرار دارد و نه در ساختاری دموکرات حکومت در دست همه مردم است. بنا براین در تمامی شکل های حاکمیتی همیشه یک گروه است که قدرت را در دست دارد و تفاوت نوع حکومت ها در کیفیت و کمیت رابطه بین این گروه با مردم است . حکومت یک گروه بر اکثریت را الیگارشی نام داده اند.
2- رابرت هیلن براند پژوهش گر معماری اسلامی ، مقصوره را یک فضای محصور و مربع شکل در درون مسجد و در مجاورت محراب معرفی می کند که از دیواره هایی مشبک چوبی یا فلزی ساخته شده و محل استقرار خلیفه،حاکم،امیر و یا نماینده ی حکومت در مسجد است. به اعتراف بسیاری از صاحب نظران، مقصوره دنیوی ترین و نچسب ترین عنصر الحاقی در تاریخ معماری اسلامی و مساجد است. البته در ریخت شناسی مقصوره، نسب آن را به کثیسماهای معماری بیزانس بر می گردانند که کارکردی مشابه داشته است. دو علت عمده در پدید آمدن مقصوره دخیل است. اول امنیت و حفظ جان ِ حاکم در هنگام نماز، که با استفاده از دیواره های مشبک هم امکان اتصال به صف جماعت را فراهم می کند هم او را از تیر غیب می رهاند. اما چه در آن زمان و چه در این زمان این استدلال امنیتی چندان موجه نبوده است. زیرا هم دیروز و هم امروز حکما به دلایل بسیاری مجبور به آمیزش با رعیت بوده اند و در تمامی این مواجهات الزامن سپر امنیتی کاملی وجود ندارد.
اما با توجه به تزئینات جسمانی و تاثیرات روانی مقصوره ، بیشترین کارکردی که برای آن قائل بوده اند را ایجاد حریم و نمایش هیبت و جلال حاکم ذکر می کنند. امروزه نیز در دیدار سران نظام با عامه مردم و یا در مراسم سیاسی عبادی نماز جمعه، با محدوده ای مجزا، با ورودی مجزا و برای افرادی مجزا مواجه هستیم. حریمی که با استفاده از سبک ترین و سهل ترین امکانات سازه ای، سنگین ترین و برجسته ترین قشر اجتماعی را نمایش می دهد. گاه مانند نماز جمعه قم از دیواره های مشبک چوبی و گاه مانند ملاقات های ریاست جمهور در اسفار استانی، با داربستی کم ارتفاع ولی طولانی.

3- در شریعت اسلام نماز خواندن در برابر تصویر یا تمثال دیگران کراهت دارد و آن را درجه ای از نمایش تشکیک در توحید، و شرکی خفی دانسته اند. حتی حجه الاسلام قرائتی بارها در تریبون رسمی صدا و سیما ، نصب عکس شهدا را درون مسجد و در محل برگزاری نماز جایز ندانسته و انتقال اینگونه تصاویر را به صحن یا حیاط مساجد خواستار شده اند.
4- آنچه در عبادت ارزش محسوب می شود خلوص در رابطه با پروردگار است.خلوص حذف و عدم حضور دیگری،غیر، نامحرم و هرگونه غرض در لحظه عبودیت است.اسلامی که تصویر انسانی دیگر را در برابر نمازگزار مکروه می داند چه موضعی در برابر حضور مقصوره های سنتی و نو اتخاذ می کند؟ مقصوره نماد عینی قدرت حاکمیتی است که با ساماندهی و اختصاص حریم ویژه و رانت فضایی ، سعی در ابراز قدرت و اثبات تمایز و برتری خویش دارد. حالا چگونه در مراسم نماز جمعه احساس برابری در قلوب مومنین آنان را به خلوص می رساند وقتی عده ای از در دیگری وارد می شوند و جای دیگری قرار می گیرند. چگونه الله اکبر گفته می شود و بر بزرگی و عظمت خدا شهادت داده می شود وقتی عظمت و بزرگی گروهی اقلیت متمایز، صف اول نماز را به شرک خفی آلوده کرده است.گسترش مساحت مقصوره در تاریخ معماری ایران نشان از آن دارد که قدرت و قشر حاکمیتی از نقطه ای متمرکز به گستره ای وسیع تغییر شکل داده است که این شهادت به نزدیکی بیشتر به دموکراسی دارد. اما پیش و بیش از اینکه این گزاره پندار دموکرات بودن را در ما تقویت کند، ذات حضور و فلسفه وجودی مقصوره، و ایجاد حریم حاکمیتی در حریم امن اللهی نشان از نسبتی نزدیکتر با همان هندسه سنتی حکومت متمرکز و خودکامه دارد. تا زمانی که تمایلات الیگارشی بر شکل سازمانی خود، در صف بندی خودی و غیر خودی اصرار می ورزد بنا به شریعت اسلام گرفتار شرک خفی است و نماز در چنین فضایی کراهت دارد.
5- مسجد کوچک صاحب الزمان بلوار سفیر شیراز را دوست دارم. آنجا که کودکان در صف های جلو بی مزاحمت می ایستند و نمازگزارانش همه از یک در وارد می شوند. آنجا که چشم بی حصار به صف جلو نگاه می کند و دل بی حصار با حضوری محض در گفتگو است. آنجایی که هیچکس نام مقصوره را نمی داند.
وضو می گیری، رو به قبله می نشینی. آیه 255 تا 257 بقره را می خوانی که همان آیته الکرسی است.بعد آیه 59 سوره انعام را می خوانی : و عنده مفاتح الغیب ِ . . .
سپس 10 صلوات می فرستی و این دعا را می خوانی :
اللهم انی توکلتُ علیک و تفألتُ بکتابکَ ،فأرنی ما هو المکتوم فی سرکَ المخزون، فی غیبکَ یا ذالجلال والاکرام، اللهم انت حق و انزلتَ الحق بمحمد (ص) اللهم ارنی الحق حقاً حتی اتبعهُ و ارنی الباطل باطلاً حتی اجتنبهُ ، برحمتک یا ارحم الراحمین.
سپس قرآن را باز می کنی. در صفحه سمت راست نگاه می کنی. و تعداد کلمات الله و مشتقات آن مثل اللهم و اله را پیدا می کنی.در صورت مواجه با کلمات مشابه ، برای مطمئن شدن به ترجمه آن قسمت نگاه کن ببین اسمی از خدا برده شده یا نه.
پس آنها را می شمری و از تعدادشان مطمئن می شوی.برای مثال فرض کن 3 کلمه الله پیدا کردی و2 اللهم، پس به عدد 5 رسیدی.حالا از صفحه سمت چپ شروع می کنی و 5 برگ می شماری. 5 برگ منظور 10 صفحه است.بعد از گذشتن از برگ پنجم به برگ ششم که رسیدی توقف می کنی.حالا برگ ششم صفحه سمت چپ تو قرار گرفته است.حالا توی این صفحه از بالا می شماری و به خط پنجم می رسی. این سطر پاسخ استخاره توست.برای بهتر درک کردن آن سطر،اگر در میانه یا انتهای آیه بود برای مثال، می توانی از چند سطر بالاتر بخوانی اما پاسخ تو همان سطر است.اگر پاسخ را نفهمیدی و گنگ بود برایت یا اصلن در صفحه ای که باز کردی کلمه الله یا اله نیافتی، پاسخ نگرفته ای در صورت تمایل می توانی دوباره تکرار کنی .
پس دقت کن. اگر قرآن را که باز کردی، عدد صفحه سمت راست مثلن 120 بود و در آن صفحه 5 کلمه الله و یا مشتقات آن را یافتی. پاسخ تو سطر پنجم صفحه 131 می شود. واگر باز برای مثال صفحه 136 را باز کردی و 6 کلمه یافتی پاسخ تو سطر ششم صفحه 149 می شود.
در پناه حق.

بطری نوشابه را روی پیشخوان می گذارم و سریع از مغازه میزنم بیرون. تا خودم را برسانم به دوچرخه با میله ای که دست گرفته زنگ دوچرخه را باز می کند و می دود ته کوچه. پی اش که می دوم خودش را داخل ِِ در ِِ باز ِ خانه ای می اندازد.
دم خانه می ایستم. نگاهی به تاریکی و می بینمش دم یکی از اتاقها که خم شده روی جعبه ای. مچش را که از پشت سر می گیرم سرش را از روی جعبه ای که پر از زنگ دوچرخه است بر می گرداند سمعکش مثل همه ی سمعکها کرمی رنگ است.