با لبانی به نام تو
چشمانی مرطوب
و قلبی مشتاق
صبورم
در ماجرای آتش.
با قصه ی فراق چه کنم؟
دعای کمیل
ساعت آفتابی
یادمانی از نور و زمان
به خاطره ی آنانی که در تاریکی حافظه بعید می شوند.
نور زمانیت است. حرکت است. پس در مکاشفه ی مکان، روشن می کند هر چه را در تاریکی حافظه ی جسم از یاد رفته است. نور ماشین زمانی است که مکان را به اتفاق بر می گرداند و مگر یادمان چیزی جز جستجوی آن پاره ی از یاد رفته است؟
ساعت آفتابی یادمانی از نور و زمان است به خاطره ی 290 کشته ی حادثه سقوط ایرباس ایران در خلیج فارس. در ساعت 10:30 صبح در دوازدهم تیرماه راکت دم هواپیما را شکافت و این شکاف در حافظه ما 290 عضو از پیکره مان را جدا کرد. پس یادمان به مثابه ی ماشین زمان در جستجوی آن گمشده است. پس شکافی می بینیم در قامت ساعت آفتابی و دم هواپیما که تنها راه احظار ارواح از دست رفته است.
اگر در تمام ایام سال سایه راس ساعت است که زمان را معلوم می کند. در 10:30 صبحگاه دوازدهم تیرماه شکاف نور دقیقاً منطبق بر ورودی یادمان، دریچه زمانی حادثه می شود و نوری که می تابد بر آن قطعه ی گمشده و بعید شده. مسیر طراحی شده ما را به نزدیکی ستون یادبود می رساند. اما در فرایند به یاد آوردن تصاویر شفاف و نزدیک نیست. پس فقط می توان به ستونی که 290 نام را بر خود دارد نزدیک شد و چرا که برای رسیدن تنها باید پله پله تطهیر شد.آب، حجابی در زمان، و حجابی در برابر جستجوی نور است.

محاسبات ساعت آفتابی مبتنی بر یافته های دانشگاه کاشان برای طول و عرض جغرافیایی سایتی در بندر عباس محاسبه شده. شماره های ساعت آفتابی که در روز نشانگر زمان هستند، پروژکتور هایی هستند که نور محیطی یادمان را در شب تامین می کنند.