تبليغاتX
دورگه - کدام فارسی؟ /یادداشتی بر نظرات دکتر حق شناس

  

1- زبان فارسی ناتوان نیست ما نا توانیم

2- زبان های گوناگون با هم تفاوتی ندارند و توانایی همه زبان ها در انتقال مفاهیم یک سان است.

3- چند خطی بودن در ایران پیش از اسلام مشکلی ایجاد نکرده بوده است.

این 3 گزاره به عنوان بارزترین وجوه صحبت های دکتر حق شناس در مطلب خبرگزاری فارس مشهود است.از آنجا که دسترسی به سخنان ایشان به تفصیل میسر نیست پس از قضاوت درباره نظام علت و معلولی که ایشان پایه می گذارند ، می گذرم . اما بررسی صحت این گزاره ها ناممکن نیست پس به ممکن بودن یا نبودن این 3 گزاره می پردازم.

 

زبان چیست؟ نمی خواهم و نمی توانم پاسخ صریح و کوتاهی به این پرسش بدهم. اما می توانم رابطه زبان با خودم را به بدیهی ترین شکل درک کنم. و صادقانه اعتراف کنم که زبان فارسی همان چیزی است که من صحبت می کنم. و صادقانه تر ادعا کنم که شما نیز در این وضعیت دخیل و شریک و مانند من هستید.

پس << زبان فارسی >> که دکتر حق شناس ادعای توانایی اش را می کند، توسط چه کسی به کار بسته می شود؟ مگر ایشان در جزء دوم همان عبارت اعای ناتوانی ما را نمی کند؟ پس کدام ناتوان از فارسی صحبت کردنی را می شناسید که فارسی توانایی دارد؟!

زبان در ادراک ما ازهستی ماهیتی مجزا دارد به سبب موضوعیتی که یافته، اما وجود او مستقل از ذهن نیست. مکانیزم ها و ساز و کارهای زبانی مبتنی بر عملکرد و روال ذهن عمل می کند. به وضوح می بینیم که اشتراک زبانی در حوزه هایی اتفاق می افتد که  تجربه اشتراک زمان و مکان در کنار اشتراک ژنتیکی قرار دارد. به همین علت نیز هست که در زمان ماضی زبان عنصری به شدت وابسته به تبار و مفهوم ملت بود ، ولی در عصر معاصر ، تجربه مشترک ما از رسانه، توانایی اشتراک زبانی در حوضه هایی  بعید از هم را فراهم نموده است. در این وضعیت که ژنتیک و اکتساب محیطی ،2 عامل سازنده ذهنیت تبدیل به 2 عامل سازنده زبان نیز می شوند چگونه می توان از مفهوم زبان، مجرد از زبان ورزان سخن گفت ؟

در ضمن تاکید می کنم که در صحبت های دکتر باطنی که مورد توجه و انتقاد دکتر حق شناس بوده ، تاکید بر ظرفیت های فراموش شده زبان شده و نه ناممکن بودن زایایی و یا هر کیفیت دیگری در زبان فارسی. چه آنکه رویکرد دکتر باطنی همراه با نمونه سازی ها و پیشنهادهایی بوده که امکانات زبانی و ذهنی ما فارسی زبانان را به رخ می کشد.

با ساز و کاری که ذکر شد و مسئله تجربه مشترک ژنی و محیطی را شرط اشتراک زبان دانستم ، به همان دلایل ادعا دارم تفاوت زبان ها نیز مبتنی بر عدم تجربه مشترک ژنی و محیطی است. پس چگونه در عین متفاوت بودن سرچشمه ها و ساختارهایی که تکوین یک ذهن و یک زبان را بر عهده دارند می توانیم نتیجه و توانایی یکسانی را از 2 محصول متفاوت داشته باشیم. چگونه فارسی فارسی است و عربی هم عربی، اما هر دو یک عملکرد دارند؟ به نظر می رسد که این ادعا زبان را از وضعیتی ساختارمند و مبتنی بر یک نظام حساس و وسواسی نشانگانی و دال و مدلولی، به یک ماشین تک بعدی نازل کرده که رنگ های مختلفی از آن موجود است، زرد ، قرمز، فارسی ، فرانسه و . . .

در صورتی که طرف اول این 2 معادله یکسان باشد و طرف دوم آنان متفاوت ، کاملن منطقی به نظر می رسد که  منطقی به نظر نرسد.

اگر چنین باشد رنج مترجمانی که سال ها استخوان خرد کرده اند و با یافتن یک عبارت نزدیک به مفهوم اصلی فریاد یافتم یافتم سر داده اند جملگی بی هوده است. کافی است نگاهی کنیم به مشقت بار بودن ترجمه آثار هایدگر به زبان فارسی که از بن با این نظر دکتر حق شناس در تعارض قرار می گیرد.

اما مبحث خط فارسی داستان دیگری دارد که نیاز به تخصص افزون تر و شعوری فراتر از قلم من دارد. با این حال به عنوان یک مصرف کننده خط فارسی حق دارم به این وضعیت فکر کنم.

توسعه وسیع آموزشی و افزایش آمار باسوادان این مرز و بوم در کنار شکل گیری ، موجودیت ، و گسترش نهاد های متولی و متخصص در امر خط و زبان را مقایسه کنید با دوران پیش از اسلامی که نه گسترش آموزش به این حد بوده و نه ساز و کار علمی در تعیین حدود اختلاف و دیگرگونی خطوط وجود داشته. من و شمایی که امروز با این امنیت نگارشی از مشکل خط سخن می رانیم این نیاز را در مواجه مستقیم و بی واسطه مان با این مسئله حس کرده ایم. حال با این قیاس بین این 2 دوره مورد بحث و با توجه به ضرورت تجربه زیستی و حسی برای درک نیاز در این رابطه، چگونه دکتر حق شناس می تواند با اطمینان مدعی شود: نه! مشکلی وجود نداشته است. حال آنکه به ادعای خود ایشان این چند خطی با ورود اعراب به ایران دوامی نداشته و ما خط را از اعراب به عاریه گرفته ایم که این گزینه نیز خود جای بحث فراوان دارد.

به هر حال اطمینان دارم که دکتر حق شناس گوشه چشمی به این مطلب و در کل به فضای مجازی نخواهند داشت وگرنه مطالعه سخنان دکتر باطنی جای اینگونه قضاوت ها را تنگ کرده بود. چه اینکه بعد از انتشار این سخنان نقد های تامل برانگیزی در این باره شاهد بودیم که هیچ کدام با ادعای نژاد پرستی زبانی و تهدید زبان فارسی به عنوان عامل وحدت بخش امت، سخنان دکتر باطنی را مردود تلقی نکرده بودند.

امیدوارم صبور تر و آگاه تر از این باشیم.

 

 

 

 

 

+ به نبشته در آمده یکشنبه شانزدهم تیر 1387به گاه 2:11 به آه محسن اکبرزاده |